خرید بک لینک
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندباده از جام تجلی صفاتم دادندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیآن شب قدر که این تازه براتم دادندبعد از این روی من و آینه وصف جمالکه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادندمن اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و این ها به زکاتم دادندهاتف آن روز به من مژده این دولت دادکه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادنداین همه شهد و شکر کز سخنم می ریزداجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادندهمت حافظ و انفاس سحرخیزان بودکه ز بند غم ایام نجاتم دادند

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1403 ساعت: 17:55

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تواَم سنگین شدهای به روی چشم من گسترده خویششادیَم بخشیده از اندوه بیشهمچو بارانی که شوید جسم خاکهستیَم زآلودگی ها کرده پاکای تپش های تن سوزان منآتشی در سایهٔ مژگان منای ز گندمزارها سرشارترای ز زرین شاخه ها پر بارترای در ِ بگشوده بر خورشیدهادر هجوم ِ ظلمتِ تردید هابا تواَم دیگر ز دردی بیم نیستهست اگر ، جز درد خوشبختیم نیستاین دل تنگ من و این بار نور ؟هایهوی زندگی در قعر گور ؟ای دو چشمانت چمنزاران منداغ چشمت خورده بر چشمان منپیش از اینت گر که در خود داشتمهر کسی را تو نمی انگاشتمدرد تاریکیست درد خواستنرفتن و بیهوده خود را کاستنسرنهادن بر سیه دل سینه هاسینه آلودن به چرک کینه هادر نوازش ، نیش ماران یافتنزهر در لبخند یاران یافتنزر نهادن در کف طرّارهاگمشدن در پهنهٔ بازارهاآه ، ای با جان من آمیختهای مرا از گور من انگیختهچون ستاره ، با دو بال زرنشانآمده از دوردست آسماناز تو تنهاییم خاموشی گرفتپیکرم بوی همآغوشی گرفتجوی خشک سینه ام را آب ، توبستر رگهام را سیلاب ، تودر جهانی این چنین سرد و سیاهبا قدمهایت قدمهایم به راهای به زیر پوستم پنهان شدههمچو خون در پوستم جوشان شدهگیسویم را از نوازش سوختهگونه هام از هرم خواهش سوختهآه ، ای بیگانه با پیراهنمآشنای سبزه زاران تنمآه ، ای روشن طلوع بی غروبآفتاب سرزمین های جنوبآه ، آه ای از سحر شاداب تراز بهاران تازه تر سیراب ترعشق دیگر نیست این ، این خیرگیستچلچراغی در سکوت و تیرگیستعشق چون در سینه ام بیدار شداز طلب پا تا سرم ایثار شداین دگر من نیستم ، من نیستمحیف از آن عمری که با من زیستمای لبانم بوسه گاه بوسه اتخیره چشمانم به راه بوسه اتای تشنج های لذت در تنمای خطوط پیکرت پیراهنمآه ، می خواهم که بشکافم ز همشادیَم یک

برچسب: نویسنده: آرتمیس اسدی‌پور تاريخ: شنبه 13 مرداد 1403 ساعت: 2:52

صفحه بندی